نویسنده:سهیل رادمیرزایی
چقدر وقت دارم؟
زن به ساعت دیواری نگاه کرد و گفت:وقت تمامه
-نمیشه چند روز دیگه
زن حرف او را قطع کرد و گفت:ما با هم به توافق رسیده بودیم.
تازه داشتم معنی ی زندگی رو می فهمیدم.
متاسفم.قول دادم.
بچه؟بچه چی میشه؟
زن روی شکمش دست کشید و گفت:به دنیا که بیاد برات می فرستمش.